صنایع دستی در ملارد قدیم

در ملارد قديم، علی رغم اين که زنان در کارهای خانه، دامداری، پختن نان، کمک در کار کشاورزی و کارهايی از اين قبيل فعاليت داشتند

در ملارد قدیم، علی رغم این که زنان در کارهای خانه، دامداری، پختن نان، کمک در کار کشاورزی و کارهایی از این قبیل فعالیت داشتند؛ در تولید صنایع دستی که عموماً مصرف خانگی داشته نیز فعال بوده اند. برخی از این صنایع دستی عبارتند از:

 

بافتنی  با گُلَش۱

سبد بافی : با کُلش سبدهای کوچکی بافته می شد که علاوه بر استفاده های خاص ، جنبه زینتی نیز داشت.

زنبیل بافی : با کُلَش زنبیل هایی بافته می شد که زنان روستایی در هنگام رفتن به مزارع و باغات، درون آن غذای شوهر خود را که در سفره ای پیچیده بودند می گذاردند و در ضمن با آن سبزی های صحرایی و یا میوه از باغ می آوردند.

بافتنی های دیگر :  با کُلَش بافتنی های دیگری نیز انجام می گرفت که از آن جمله اند: زیر قابلمه ای، درِ کوزه ای و…

بافتنی با ترکه درخت بید

با ترکه های نازک درخت بید سبدهایی برای جمع آوری میوه، آب کش کردن برنج، نگهداری جوجه و برخی پرندگان و … سبدهای بزرگی نیز جهت قرار دادن وسایلی برای حمل و نقل بافته می شد.

بافتنی های پشمی

پس از ریسیدن پشم گوسفندان که نتیجه آن، نخی پشمی بود؛ زنان ملارد با آن جوراب، دستکش، کلاه و ژاکت می بافتند.

قالی و گلیم بافی

این صنعت، بیشتر توسط خانواده های مهاجر که از نیم قرن پیش به ملارد آمده  بودند انجام می گرفت و در شمار صنایع دستی بومی به شمار نمی آمد.

جارو نرمه

در ملارد نوعی نی می روید که با جمع کردن گُل آن، از آن جارو درست می کردند و به آن جارو نرمه گفته می شد.

صنایع چوبی

استحکام و دوام چوب بادام وحشی موجب می گردید تا چوپانان ملارد چوبدستی خود را از چوب این درخت درست کنند. همچنین از چوب این درخت، چوب سیگار و چپق نیز درست می کردند.

رنگ آمیزی

در ملارد قدیم برای رنگ کردن برخی اشیا از شیوه های مختلف استفاده می نمودند. از آن جمله:

برای آن که نخ پشمی یا پنبه ای سفید را به رنگ طلایی درآورند، از ادرار گاو ماده بهره می گرفتند. بدین طریق که، نخ را درون ظرفی از ادرار گاو ماده می انداختند و آن را می جوشاندند و بدین طریق رنگ مورد دلخواه را بدست می آوردند.

برای آن که تخم مرغ های عید نوروز را به رنگ بنفش درآورند، از گل بنفش و خشک کرده گل شمعدانی قرمر بهره می گرفتند.

همچنین برای رنگ آمیزی پارچه و نخ، از برخی گل های صحرایی و نیز پوست پیاز، انار، گردو و بویاق (روناس)، بهره می گرفتند.

موم

پس از تفکیک موم از عسل، موم را در آب گرم ماساژ می دادند تا به خوبی شسته شود و موم خالص آن بدست بیاید. موم خالص را به صورت گلوله ای در آورده نگهداری می کردند. از موم به دست آمده استفاده های عدیده ای صورت می گرفت. از آن جمله:

جهت استحکام نخ تاب داده شده به آن موم می مالیدند.

نوعی پارچه همانند پلاستیک های امروزی درست می کردند. بدین صورت که پارچه ای از کرباس نو و آب ندیده را به اندازه یک سفره قند یا سفره آرد، تهیه نموده و دو نفر آن را به عرض از این طرف و آن طرف گرفته می کشیدند و نفر سوم مقداری موم آب شده را با وسیله ای مناسب روی پارچه می کشید و همه جای پارچه را موم اندود می کرد.

این عمل موجب نشست موم در پارچه می گردید و در نتیجه پارچه ای بدون منفذ که همانند پلاستیک های امروزی کارایی داشت به دست می آمد. بیشتر، یک طرف پارچه و بعضاً دو طرف پارچه را موم اندود می کردند. از این پارچه جهت سفره قند و سفره آرد استفاده می شد.

همچنین از این پارچه کیسه های کوچکی جهت نگهداری برخی از وسایل نیز درست می کردند.

گلوله ای از نخ تاب داده شده به کلفتی چوب کبریت را موم می مالیدند و آن را در نقطه ای از آشپزخانه جهت استفاده می آویختند. استفاده از این نخ زمانی صورت می گرفت که می خواستند چراغ سه فتیله، چراغ گردسوز، فانوس و یا چراغ موشی را روشن کنند.

    چون در قدیم کبریت کمیاب بود. سرِ نخ را با آتش اجاق و یا شعله دیگری روشن می کردند و چون موم مانع از سرعت سوختن نخ می گردید آن نخ را به راحتی برای روشن کردن وسایل مورد نیاز دیگر حمل می نمودند. بعضاً نیز همین نخ را به خانه همسایه برده سرِ آن را در آن جا روشن می کردند و با آن، وسایل مورد نیاز را شعله ور می ساختند.

 

پی نوشت:

به آن قسمت از ساقه گندم که به خوشه متصل است کُلَش گفته می شود.

 

برگه از وبلاگ ملاردی ها جناب آقای معین الدین محرابی

 

کد خبر: A0247

انتهای پیام/

جایگاه اختصاصی تبلیغات شما در ملاردی ها
با خرید "قهوه" برای ملاردی ها از ما حمایت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.