بهاءالدین کهبد (ارباب سابق ملارد)

بهاءالدين کهبد فرزند آخوند محسن شيخ الاسلامي نهاوندي در سال 1285 ولادت يافت

 از کودکی برای آموختن قرآن به مکتب خانه رفت و دروس ابتدایی را در زادگاه خویش به پایان برد و چون از همان نوجوانی اندیشه تجارت در سر داشت پس از چند سال کار و تلاش، برای رونق کار خود به تهران آمد.

 

از حدود سال ۱۳۰۵ مبادرت به خرید و فروش ماشین نمود۱ و چون در این کار مهارتی به دست آورد، پس از چند سال توانست یکی از تاجران معتبر این کالا به شمار آید.

وی بعداً و در سال۱۳۱۷ با دو تن از دوستان خود به اسامی ثلاث و آصف تاج بخش زمینهای ملارد را از اداره خالصه۲ به قیمت ۱۵۲ هزار تومان۳ و آن هم به صورت اقساط خریداری نمود. کهبد چندی بعد سهم دو شریک خود را نیز از آنان خریداری و به تنهایی مالک تمامی اراضی ملارد گردید.

کُهبُد پس از مالکیت بر تمامی اراضی، اقدام به گسترش کشاورزی مدرن و ایجاد باغ های وسیع و تأسیس گاوداری مجهز نمود. علاوه بر این ، کهبد یکی از سهامداران شرکت جیپ لندرور و مدیر عامل آن نیز به شمار می آمد. بعداً خودش رئیس هیئت مدیره و پسرش مدیر عامل آن گردید.

مباشران کهبد

به نماینده ارباب در کلیه امور مربوط به او مباشر گفته می شد. از وظایف مباشر رسیدگی به املاک و اموال و سهمیه ارباب از کشت و زرع انجام گرفته بود. از جمله مباشران کهبد می توان از مصطفی خان صادقی و غلامحسین باقری نام برد.

کهبد و نمایندگی مجلس شورای ملی

با مرگ ناصرالدین شاه قاجار در سال۱۳۱۳ قمری و به سلطنت برداشته شدن مظفرالدین شاه، دوره جدیدی در حیات سیاسی ایران پدید آمد که به گسترش مبارزات مشروطه خواهی انجامید. در نتیجه ی این مبارزات، مظفرالدین شاه ناگزیر گردید در تاریخ ۱۴ جمادی الثانی ۱۳۲۴ فرمان مشروطیت را صادر نماید که متعاقب آن در تاریخ ۱۸شعبان ۱۳۲۴ قمری (۱۴ مهر۱۲۸۵ شمسی) نخستین دوره مجلس شورای ملی افتتاح گردید.

در دوره اول و دوم مجلس شورای ملی، اهالی شهریار نماینده ای در مجلس نداشتند؛ ولی در دوره سوم، که از۱۴ آذر۱۲۹۳ شمسی (۱۷ محرم۱۳۳۳ قمری) افتتاح و در ۲۱ آبان۱۲۹۴ش (۶ محرم۱۳۳۴ق) خاتمه یافت، یکی از انقلابیون مشروطه موسوم به میرزا قاسم خان تبریزی (صور اسرافیل) به نمایندگی از طرف اهالی شهریار، ساوجبلاغ و کردان به مجلس راه یافت۴.

در دوره چهارم که از اول تیر۱۳۰۰ افتتاح و در ۳۰ خرداد ۱۳۰۲ خاتمه یافت، یکی از چهره های مشروطه خواهی موسوم به میرزا محمد صادق طباطبایی به نمایندگی از اهالی شهریار، ساوجبلاغ و کردان به مجلس راه یافت۵.

در دوره های پنجم تا چهاردهم مجلس شورای ملی، یعنی از ۲۲ بهمن۱۳۰۲ که دوره پنجم مجلس از این زمان افتتاح گردید تا پایان دوره چهاردهم که در تاریخ ۲۱ اسفند۱۳۲۴ خاتمه یافت؛ فردی به نام میرزا یدالله دهستانی معروف به نظام، نمایندگی اهالی شهریار، ساوجبلاغ و کردان را برعهده داشته است۶. آنچه از ستون تواریخ بر می آید در بیست و دو سالی که وی نماینده نواحی یاد شده بوده، کوچکترین تغییر و تحولی در بهبود زندگی مردم رخ نداده است.

چون نوبت به دوره پانزدهم مجلس شورای ملی رسید، دو نفر خود را کاندید نمایندگی شهریار، ساوجبلاغ و کردان نمودند که این دو عبارت بوده اند از بهاء الدین کهبد و میرزا محمدصادق طباطبایی که فرد اخیر از روحانیون مشروطه خواه و از پایه گذاران روزنامه معتبر <مجلس> بوده است۷.

کهبد برای پیروزی در دوره پانزدهم مجلس شورای ملی۸ اقدام به اعطای کمک های مالی به حزب دمکرات و برخی از رجال متنفذ نمود که پاداش آن راه یابی وی به مجلس شورای ملی بوده است۹. ولی در جلسه هشتم این دوره که در تاریخ ۲۹/ ۵/ ۱۳۲۶ برگزار گردید، اعتبارنامه کهبد رد شد و در انتخابات بعدی همین دوره به مجلس راه یافت و در جلسه پنجاه و یکم که در تاریخ ۱۳/ ۱۲/ ۱۳۲۶ منعقد گردید، اعتبارنامه اش به تصویب رسید۱۰.

دلیل رد اعتبارنامه کهبد در جلسه هشتم دوره پانزدهم مجلس شورای ملی، اعتراضات گسترده ای بود که به تقلبات انتخاباتی وی صورت گرفته بود.

بیانیه سید محمد صادق طباطبایی درباره تقلبات انتخاباتی کهبد

سید محمد صادق طباطبایی از روحانیون مشروطه خواه و از پایه گذاران روزنامه معتبر <مجلس> که در دوره چهارم مجلس شورای ملی نیز نمایندگی اهالی شهریار، ساوجلاغ و کردان را برعهده داشته و در دوره پانزدهم از رقبای انتخاباتی کهبد بوده، در اعتراض به تقلبات انتخاباتی کهبد که در فوق العاده روزنامه <ناخدا> در تاریخ۲۶/ ۷/ ۱۳۲۶ انتشار یافته، چنین نگاشته است:

« بیانیه: با این که شدائد زندگی و فقر مادی و معنوی و فساد احوال اجتماعی متدرجاً به آن پایه رسیده است که قاطبه ی مردم را از خرد و کلان تحت تأثیر قرار داده و افتضاح آن به حدی است که بدون تردید در تاریخ گذشته این کشور سابقه نداشته و در حقیقت، مصائبی را که افراد ایرانی از کران تا کران دچارند اکنون احتیاج به توضیح ندارد.

چون در این موقع جماعتی از آزادیخواهان که دوستان نزدیک اینجانب اند خواستند گوشه ای از این اوضاع عجیب یعنی شمه ای از جریان انتخابات اخیر ساوجبلاغ و شهریار را به استحضار عامّه برسانم تا قاطبه ی مردم ایران به نمونه ی بارز دیگری از آزادی انتخابات که بزرگترین حق ملی می باشد متوجه شده بدانند که با وجود مجلس و توجه خاص بسیاری از آقایان نمایندگان و صدور اعلامیه های مکرر، چگونه افراد ژاندارم و مأموران وزارت کشور که وظیفه دار حفظ حقوق مردم هستند، بر ناموس ملی و حق طبیعی یعنی آرای مردم تجاوز نموده، روز و شب به تهدید کشاورزان و تعویض صندوق های انتخابات آنان مشغول، و عشق و علاقه به پول تا چه حد آن ها را به رعایت اصول بی اعتنا ساخته است.

انتخابات ساوجبلاغ و شهریار چند روز قبل شروع و در اولین قدم، بخشداران انجمن های اصلی و فرعی را بر خلاف قانون، بی سر و صدا از اشخاصی که مطلقاً مورد اعتماد عامّه نبودند تشکیل داده، بعد از چند روز علنی ساخته، انتخاب کنندگان را در مقابل امر واقع گذارده اند. اهالی ساوجبلاغ و شهریار هم برای اعتراض و حق گذاری، به مجلس شورای ملی پناهنده شدند ولی بدون اعتنا به توصیه ی مجلس و بالاخره همان افراد ناصالح، البته به دستور ژاندارم و بخشدار مشغول کار شدند ولی مردم با ایمان و مصمم ساوجبلاغ و شهریار با جدیت کافی آرای خود را به صندوق ها ریخته و از هرگونه کوشش فروگذار نکردند تا اینجانب را به نمایندگی خود انتخاب نمایند.

ولی از اولین روز انجمن های نظارت به امر بخشداران و با سرنیزه ی ژاندارم اجازه ندادند همه ی مردم بر وفق تمایل خود آزادانه رأی دهند. همچنین عامّه را از نظارت در صندوق ها عملاً منع و اسناد کتبی هم در این باره به دست داده اند.

بخشدار و رئیس ژاندارمری شهریار علناً در حوزه های مختلف مشغول تبلیغات به نفع اشخاص شده و پس از سه روز که دیدند هیچ یک از فعالیت های نامشروع آن ها در مردم اثر نکرد، بعضی شبانه شروع به تعویض صندوق ها کردند؛ چنانکه صندوق رباط کریم را از ساعت پنج بعد از ظهر روز جمعه ۲۴ مهرماه جاری [۱۳۲۶] که باید در آن ساعت مطابق قانون کلّیه صندوق ها بسته شود، باز نگه داشته و تا ساعت هشت یعنی در ظرف سه ساعت، آنچه می خواستند به آن صندوق کردند و معترضین منجمله آقای میرکمالی را هم که از محترمین محل است توقیف کرده اند.

یک صندوق هم برخلاف معمول دوره های سابق به ملارد که ملک شخصی یکی از نامزدها می باشد انتقال دادند. همچنین صندوق جوقین را نیمه شب یک شنبه۲۶ مهرماه جاری [۱۳۲۶] با سرنیزه ژاندارم و تهدید مردم باز نموده به کلّی عوض کردند و افرادی که در این حادثه مضروب شده اند شکایت کتبی خود را به بازرسان وزارت کشور تسلیم کردند. صندوق برغان را که در عرض سه روز بیش از هشتصد رأی نداشت، طی یک ساعت از روی دفتر کوپن قند و شکر به نفع خود و برخلاف رضای مردم عوض نمودند.

صندوق مردآباد را در نیمه شب شنبه ۲۵ مهرماه به میل خود تعویض کردند و صندوق رامجمن [؟] را هم که مردم آن با علاقه و ایمان مخصوص رأی داده اند شب یک شنبه ۲۶ [مهر۱۳۲۶] به کلّی تغییر دادند.

این بود نمونه ای از انتخابات آزاد که در ساوجبلاغ و شهریار یعنی چند فرسخی شهر تهران، در مقابل توجه اکثر نمایندگان مجلس شورای ملی انجام گردید. البته بعید نیست که به دست چند تن افراد ناصالح که عضویت انجمن ها را به طوری که معلوم است قبول کرده و تن به این پستی یعنی تجاوز به حقوق مردم داده اند؛ رضایت نامه هایی نیز تهیه و از هیاهو مضایقه ننمایند. ولی قاطبه مردم ساوجبلاغ و شهریار که اینجانب روح ایمان و عواطف برادرانه آن ها را صمیمانه تقدیر می نمایم بر حقایق امر واقف و شاهدند و همچنین بازرسان وزارت کشور و مخبرین جراید مهم مرکز از این جریانات به خوبی مطلع می باشند و می بینند که مفهوم آزادی و اثر نظارت مجلس چیست!

با این که این بیانیه در موقعی انتشار می یابد که هنوز یک روز به اخذ آرا باقی می باشد و استخراج آن شروع نشده ولی مقدماتی که فراهم شده نتیجه را به خوبی روشن می سازد.

در خاتمه نجات ملت و کشور ایران را از بدبختی ها و گرفتاری های فساد آمیز و فتنه انگیز از قادر متعال مسئلت و امبدوارم مردم چنان که باید و شاید به حفظ حق خود متوجه گشته به سعادتی که حق طبیعی آنان است نائل شوند.

چون آشنایان اینجانب، خواه نزدیک یا دور همه می دانند که در تمام عمر سیاسی خود تظاهر و خودنمایی را نپسندیده، از آن خودداری داشته از مبالغه هم در هرحال پرهیز کرده، در اثر فهم و تجربه شخصی و نصایح بزرگان، دقت و صحت در قول و عمل را قوی ترین وسیله ی جلب اعتماد و مؤثرترین طریقه ی ابراز شخصیت دیده و دانسته و از آن دستور دینی و عقلی و تجربی استفاده وافر کرده ام و چنانچه در ظرف چند ساله اخیر هیچگونه نمایش و تظاهری از قبیل بیانیه و اعلامیه و نطق های عمومی و مانند آن ها از طرف من دیده نشده است. این است که امیدوارم به خواست خدای متعال، اظهارات فوق، مورد توجه و دقت عمومی واقع گردد. سید محمد صادق طباطبایی».

کهبد علاوه بر دوره پانزدهم که نمایندگی اهالی شهریار، ساوجبلاغ و کردان را برعهده داشت؛ در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی که در تاریخ۲۰ بهمن۱۳۲۸ افتتاح و در ۲۹ بهمن۱۳۳۰ خاتمه یافت۱۱ و نیز در دوره هفدهم مجلس شورای ملی که در تاریخ ۷ اردیبهشت۱۳۳۱ افتتاح و در ۲۸ آبان۱۳۳۲ به فرمان محمدرضا شاه انحلال یافت، از طرف اهالی شهریار، ساوجبلاغ و کردان نمایندگی مجلس را برعهده داشت۱۲.

خدمات کهبد

چنان که در فصل هیجدهم (باغ یاحسینی و حوادث مربوط به آن) گفته شد؛ کهبد پس از این که اراضی ملارد را از اداره خالصه خریداری نمود، بر اثر تکبر و تفرعنی که بر وی حاکم گردیده بود، بی توجه به حق و حقوق کشاورزان، موجبات بروز حوادث باغ یاحسینی و زندانی شدن شماری از اهالی را فراهم نمود.

حادثه باغ یاحسینی سبب کینه و نفرت اهالی ملارد از کهبد گردید و کهبد که بر این نکته وقوف یافته بود؛ برای جبران آن دست به پاره ای خدمات رفاهی زد و همین خدمات موجب گردید تا اهالی ملارد، ظلم و ستمی را که کهبد تا پیش از سال۱۳۴۰ بر آنان روا داشته بود نادیده بگیرند. به گونه ای که امروزه در هنگام یاد نمودن از کهبد، فقط به ستایش از اقدامات رفاهی وی می پردازند. پاره ای از خدمات کهبد عبارتند از:

ایجاد راه و آسفالت خیابان. لوله کشی آب. آوردن برق به خانه ها. ایجاد تلفن خانه. تعمیر و تکمیل مسجد. ساختن حمام ایجاد خانه بهداشت. ساختن مدرسه.

 

 

پی نوشت ها:

  1. در سال۱۳۰۵ تهران دارای۱۱۴۰ ماشین بوده است. ماشین های شخصی۵۶۴ عدد، کرایه۴۳۲ عدد، دولتی ۱۰۸ عدد و ماشین های اتباع خارجی نیز۳۶ عدد بوده است (رک: ۳۳ سال تاریخ در ۳۳ صفحه <شماره مخصوص اطلاعات>، ناشر: روزنامه اطلاعات، فروردین۱۳۳۸، ص۲.
  2. خالصه زمین متعلق به دولت را گویند.
  3. روزنامه رسمی کشور…، سال۳، ش۷۳۴، ص۱۹۴۷.
  4. از مشروطه تا جمهوری، ج۱، ص۲۹۳. شایان ذکر است روزنامه صور اسرافیل که در آغاز مشروطیت به مدیریت میرزا جهانگیرخان شیرازی و به سردبیری علی اکبر دهخدا تأسیس گردید با سرمایه ی میرزا قاسم خان تبریزی (صور اسرافیل) آغاز به کار کرد. درباره وی رک: از صبا تا نیما، ج۲، ص۷۷ـ۱۰۵؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج۳، ص۱۲۹ـ ۱۴۷؛ تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت،۲، ص۴۹۸ـ۵۰۰ ؛ شرح حال رجال ایران، ج۵، ص۱۷۸.
  5. از مشروطه تا جمهوری، ج۱، ص۳۴۵.
  6. پیشین، ج۱، ص۴۱۶؛ ج۲، ص۷، ۶۲، ۹۲، ۱۲۱، ۱۵۴، ۱۸۷، ۲۰۹؛ ج۳، ص۷، ۵۲.
  7. سید محمد صادق طباطبایی در سال۱۳۰۰ قمری (۱۲۶۱ شمسی) ولادت و در سوم دی۱۳۴۰ وفات یافت. وی از پایه گذاران روزنامه <مجلس> به شمار می آید. نخستین شماره روزنامه مجلس در تاریخ هشتم شوال۱۳۲۴ قمری برابر با آبان۱۲۸۵ شمسی انتشار یافته است. درباره سید محمد صادق طباطبایی و روزنامه مجلس رک: از مشروطه تا جمهوری، ج۳، ص۵۹ ـ ۶۸؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج۴، ص۱۸۳ـ۱۸۸؛ شرح حال رجال ایران، ج۳، ص۲۷۹ـ۲۸۰ و نیز شماره های منتشر شده روزنامه مجلس.
  8. مجلس پانزدهم شورای ملی در ۲۵ تیر۱۳۲۶ افتتاح و در تاریخ۶ مرداد۱۳۲۸ به پایان رسید.
  9. مؤلف کتاب <از مشروطه تا جمهوری> (ج۳، ص۱۴۶) ضمن یاد نمودن از شماری از نمایندگان دوره پانزدهم و از جمله بهاءالدین کهبد گوید آنان با ورود به مجلس «پاداش کمک های مالی به حزب دمکرات را گرفتند».
  10. از مشروطه تا جمهوری، ج۳، ص۱۵۱.
  11. پیشین، ج۳، ص۲۵۲.
  12. پیشین، ج۳، ص۳۶۰. یادآور می شود، در دوره هیجدهم مجلس شورای ملی آقای دکتر سید جواد حمزوی به نمایندگی از اهالی شهریار، ساوجبلاغ و کردان به مجلس راه یافت. (پیشین، ج۳، ص۵۱۰)

برگه از وبلاگ ملاردی ها جناب آقای معین الدین محرابی  

 

کد خبر: F2698

انتهای پیام/

جایگاه اختصاصی تبلیغات شما در ملاردی ها
با خرید "قهوه" برای ملاردی ها از ما حمایت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.